|
قبله هفتم وبلاگ شخصی عبدالرضا هلالی
|
وقت شعر گفتن من بود نمی دانستم لحظه، رفتن من بود نمی دانستم من بیچاره گم و گور شدم در پی او سر او برتن من بود نمی دانستم به خیالی که مرا زنده کند فهمیدم نیتّش کُشتن من بود نمی دانستم مسئله بود و نبود است ، نبودن بهتر بودنش مُردن من بود نمی دانستم خودش خیالی به چد حد تا به کجا ای مردم دولت هم دشمن من بود ، نمی دانستم عبدالرضا هلالی [ چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦ ] [ ۱٢:٢۸ ب.ظ ] [ عبدالرضا هلالی ]
[ نظرات () ]
|