نداستن بدنيست . نپرسيدن بد است (عبدالرضا هلالی)   

وقت شعر گفتن من بود نمی دانستم

لحظه، رفتن من بود نمی دانستم

من بیچاره گم و گور شدم در پی او

سر او برتن من بود نمی دانستم

به خیالی که مرا زنده کند فهمیدم

نیتّش کُشتن من بود نمی دانستم

مسئله بود و نبود است ، نبودن بهتر

بودنش مُردن من بود نمی دانستم

خودش خیالی به چد حد تا به کجا ای مردم

دولت هم دشمن من بود ، نمی دانستم

                                          عبدالرضا هلالی

لینک
چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦ - عبدالرضا هلالی